تبلیغات
آرمان دانش - آموزش زبان انگلیسی
Designed by Freepik
آموزش زبان انگلیسی

درس 1 مکالمه

i wish i could show these to the guys
کاشکی میتونستم اینارو به بچه ها نشون بدم (در اینجا i wish به معنی کاشکی است) (could گذشته can است)

that is why we came here
برای همین میگفتم بیایم دیگه

!wow what concentration
وای عجب تمرکزی!

?is it possible to forget him
مگه ممکنه فراموشش کرد؟ (در اینجا با is it جمله سوالی و با possible جمله منفی شده)

i'll copy these documents and CDs for you
من هم از این مدارک و هم از سی دی ها برات تکثیر میکنم (در اینجا i will یا همون i'll جمله را آینده کرده ) (will برای آینده کردن استفاده میشه)

کلمات :

concentration
تمرکز

i wish
کاشکی

possible
امکان-ممکن

forget
فراموش کردن

perfect
عالی

guys
بچه ها

ادامه درس ها در  ادامه مطلب

درس 2

after that misundrestanding , he always wanted to come and shoot with us
بعد از اون سوء تفاهم همیشه میگفت دوست دارم یه بار بیام باهاتون تیر اندازی (چون جمله گذشته است want شده wanted و shoot در اینجا به معنی تیراندازی است)

he could be a great help
خیلی بدرد نیرو (کمک) میخورد

pity! i grieved very much
حیف شد! دلم خیلی سوخت

کلمات :

misundrestanding
سوء تفاهم

great
خیلی-زیاد

pity
حیف شد

grieve
دل سوختن-غصه خوردن-غمگین شدن

protestors
تظاهر کنندگان



درس 3

but there wasn't anything additional to what they said in the session
اما چیزی بیشتر از اون چیزایی که تو جلساتشون میگن توش نیست

could you trace him? yes i followed him
تونستی ردشو بگیری؟ آره تعقیبش کردم

his house is in dallas. good
خونش تو دالاسه (مرکز ایالت تکزاس). خوبه

کلمات :

additional
بیشتر-اضافی

session
جلسه

trace
رد گرفتن-ردیابی کردن

followed
تعقیب کردن

anything additional
چیزی بیشتر-چیزی اضافی



درس 4

yes? i'm listening capt azizi
الو(بله)؟ گوش میکنم سروان عزیزی

which hospital are you in? all right i'll be there now
کدوم بیمارستانید؟ خیلی خوب. الان میام اونجا

this is major ahmadi. hello major
ایشون سرگرد احمدی هستند. سلام جناب سرگرد

کلمات :

capt
سروان

major
سرگرد

rubble
خاک و خل-پاره آجر و قلوه سنگ

درس 5

i hope he gets fine soon
امیدوارم هر چی سریعتر خوب بشه

thank you for coming captain. your welcome
ممنون جناب سروان اومدین. خواهش میکنم

i hope nothing happens to him
امیدوارم که اتفاقی براش نیفته

i'm sorry for what happened to ali
از اتفاقی که برای علی افتاده خیلی متاسفم

کلمات :

hope
امیدوار بودن

get
بدست آوردن-رسیدن

fine
خوب

captain
سروان-ناخدا

sewage
فاضلاب

درس 6

david is not sad only for losing money
دیوید فقط به خاطر از دست دادن پولش نیست که ناراحته

he feels he was deceived
اون حس میکنه فریب خورده

i undrestand him
درکش میکنم

sometimes the feeling of being deceived bothers us more than what we lose
گاهی حس فریب خوردگی بیشتر از اون چیزی که آدم از دست داده آدمو آزار میده

کلمات :

deceive
فریب دادن

being
خوردن

bothers
اذیت

lose
از دست دادن

corruption
فساد مالی

evidence
شواهد-دلایل

درس 7

my daughter's going crazy. she was here but i sent her home
دختر من داره دیوونه میشه. همین الان همین جا بود. من فرستادمش بره خونه

she was very impatient
اون خیلی بی تابی میکرد

?what do the doctors say
حالا دکترا چی گفتن؟

they say he must be in the ICU for a few more days
میگن چند روز دیگه هم باید تو آی سی یو باشه

but he wants to go back home
ولی خودش میخواد که برگرده خونه

کلمات :

impatient
بی تابی

be in
در

few
چند

infused with
مخلوط شده با

of its kind
در نوع خود

درس 8

if the doctors he must stay , you should convince him to stay till he gets fine completely
اگر دکترها گفتن باید بمونه شما باید متقاعدش کنید بمونه تا کاملا خوب شه

then he'll be discharged god willing
بعدش انشا الله (به خواست خدا) مرخص بشه

we'll be leaving with your permission
ما با اجازتون بریم دیگه

with your permission. thank you for coming
با اجازتون. مرسی که اومدین

کلمات :

convince
متقاعد کردن

discharged
مرخص شدن

god willing
به خواست خدا-خدا بخواد-انشا الله

permission
اجازه

درس 9

you are under arrest
شما بازداشت هستید

come with us to the police station. tell me the reason
با ما بیاید اداره پلیس. دلیلشو به من بگید

i must know why you are arrestting me
من باید بدونم چرا دارید منو بازداشت میکنید

this way please. hurry
از این طرف لطفا. عجله کنید

کلمات :

arrest
بازداشت

reason
دلیل- علت

tell
گفتن

hurry
عجله کردن

anticipate
پیش بینی کردن

bound by a cord
با طناب بسته شده

درس 10

allow me! get in
به من اجازه بده! سوار شو (برو داخل)

you'll find out in the office
تو اداره متوجه میشید

i won't say anything till my lawyer arrives
تا وکیلم نیاد من هیچ حرفی نمیزنم

!i'm warning you
بهت اخطار میکنم

show him the way
ایشون رو راهنمایی کن

you'll stay with us
شما پپیش ما خواهید موند

کلمات :

allow
اجازه

office
اداره

lawyer
وکیل

arrive
رسیدن

warning
اخطار

selling point
خصوصیات مثبت کالایی که مردم به خرید آن علاقمند میشوند

feud
دشمنی-اختلاف دیرینه

درس 11

i'm not a criminal. i'm just an accused now
من مجرم (جنایتکار) نیستم. الان فقط متهمم

you can't arrest me according to your law
طبق همون قانون خودتون نمیتونید بازداشتم کنید

don't teach me the law
تو نمیخواد قانون رو به من یاد بدی

you'll stay here till your lawyer arrives
اینجا میمونید تا وکیلتون بیاد

i won't go anywhere
من هیچ جا نمیرم

listen carefully
خوب (با دقت) گوش کن

کلمات :

criminal
مجرم - جنایت کار

accused
متهم

according
طبق - مطابق

teach
یاد دادن

carefully
با دقت


درس 12

behind bars
پشت میله های زندان

he painted himself
خود را این طور تعریف کرد

gambling
قمار

verdict
حکم دادگاه


درس 13

you have ruined many people's life
تو زندگی خیلی از مردم رو داغون (خراب) کردی

you earned a lot of illegal money
شما پولهای خیلی زیادی به جیب زدی (بدست آوردی)

it's not to your benefit to resist against the law
اصلا به نفعت نیست مقابل قانون مقاومت کنی

i was kind to tell you
لطف داشتتم بهت گفتم

کلمات :

ruined
خراب

earned
به دست آوردن

illegal
غیر قانونی - حرام - غیر مجاز

benefit
منفعت - به نفع

resist
مقاومت کردن

against
در برابر - در مقابل

kind (در حالت adjective)
لطف - محبت

درس 14

excuse me sir. i know you're angry
قربان ببخشید میدونم عصبانی هستید

i want to suggest something
میخوام یه پیشنهادی بدم

the file is a bit complicated
این پرونده یکم پیچیده است

that guy seems to use robusta
این یارو ظاهرا ربوستا مصرف میکنه (ربوستا یک قهوه معروف برزیلی است)

is has a bitter taste
طعم تلخی هم داره

the one who gets addicted to it can't quit easily
کسی که معتادش بشه نمیتونه به راحتی ازش بگذره

he has to go to a shop to buy coffee
اون حتما مجبوره به یک فروشگاه قهوه مراجعه کنه

درس 15

it's already done
دستورش داده شده

we sent his photo to the shops too
عکسشم به فروشگاه ها فرستادیم

focus on the file
تو تمرکزتو بزار رو پرونده

i have a suggestion
میخواستم یه پیشنهاد بدم